
غریبم و درشهر یثرب کشته از جفا شدم تا ابد بهر عزای مادرم خونجگرم مزارمن بود کنار قبر زهرا مادرم سجیه ام محبت کرامت وعطا شود آتش جان زسوز شعله های کربلا شود ازکودکی همیشه اشک من روا زدیده بود قاتل من خاطره های ان سر بریده بود اهل ستم جدا که بی حیا و واقعا بدند دیدم خودم که عمه را(رقیه را)به تازیانه می زدند ...
ادامه مطلب
تا زخمهای کهنه دل را دوا کنم با ذکر نام پاک تو ذکر خدا کنم يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس مولای من تويی و به حاجت صدا کنم تا پا نهم به خاک مدينه به ياد تو خاکش ز بهر چشم ترم توتيا کنم چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم اندر کنار قبر نبی عقده وا کنم من عهد بسته ام که بميرم ز داغ تو عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم غمهای آسمان که هجوم آورد به دل رفع غم گران به حديث کساء کنم مهدی کجاست تا که به امر ولايتش سرهای دشمنان تو از تن جدا کنم حمیدرضا فاطمی ...
ادامه مطلب
غریبم و درشهر یثرب کشته از جفا شدم تا ابد بهر عزای مادرم خونجگرم مزارمن بود کنار قبر زهرا مادرم سجیه ام محبت کرامت وعطا شود آتش جان زسوز شعله های کربلا شود ازکودکی همیشه اشک من روا زدیده بود قاتل من خاطره های ان سر بریده بود اهل ستم جدا که بی حیا و واقعا بدند دیدم خودم که عمه را(رقیه را)به تازیانه می زدند ...
ادامه مطلب
خشك شدن دست نوازنده محمد بن ریان نقل می كند : مامون برای رسیدن به هدفش (بدنام كردن حضرت امام جواد(ع) ) همه نوع نیرنگی را در خصوص امام جواد(ع) به كار برد اما هیچ كدام از آنها برای وی سودی نداشت . به عنوان نمونه پس از به عقد درآوردن دخترش ام الفضل با امام جواد (ع)، صد كنیز زیبا را انتخاب كرد كه هر یك جامی پر از گوهر درخشان در دست داشتند .مامون به كنیزان دستور داد تا پس از نشستن حضرت در جایگاه دامادی به استقبال وی رفته و به او خوشامد گویند .كنیزكان به سوی حضرت شتافتند و خوشامد گفتند ولی امام هیچ التفاتی به آنها نكرد . در دربار مامون مردی به نام مخارق كه ریشی ب...
ادامه مطلب
حاجیان در مکه قربانی کنند اندر منا کربلا باشد منای خامس آل عبا جای اسماعیل قربانی نمایند حاجیان تا شود اعمالشان مقبول در نزد خدا لیک هفتاد و دوقربانی حسین بن علی می برد با خود به قربانگاه دشت کربلا حاجیان مکه با آن حاجیان کربلا هر دو مهمان اند اما این کجا و آن کجا حاجیان یک شب به مشعر مانده اند اما شاه دین پیکرش باشد سه روز و شب به روی خاک ها حاجیان ا...
ادامه مطلب
تا زخمهای کهنه دل را دوا کنم با ذکر نام پاک تو ذکر خدا کنم يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس مولای من تويی و به حاجت صدا کنم تا پا نهم به خاک مدينه به ياد تو خاکشز بهر چشم ترم توتيا کنم چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم اندرکنار قبر نبی عقده وا کنم من عهد بسته ام که بميرم ز داغ تو عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم غمهای آسمان که هجوم آورد به دل رفعغم گران به حديث کساء کنم مهدی کجاست تا که به امر ولايتش سرهای دشمنان تو از تن جدا کنم حمیدرضا فاطمی...
ادامه مطلب
باقرم و روشنی دیده مصطفی شدم غریبم و درشهر یثرب کشته از جفا شدم تا ابد بهر عزای مادرم خونجگرم مزارمن بود کنار قبر زهرا مادرم سجیه ام محبت کرامت وعطا شود آتش جان زسوز شعله های کربلا شود ازکودکی همیشه اشک من روا زدیده...
ادامه مطلب